-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
در بستری و خـستهای و بیقـراری حـتی تـوان رو گـرفـتـن هـم نـداری این نامـسـلمانـان چههـا کـردند با تو یا مـثـل پـائـیـزی، یا ابـر بهـاری... جز سایه از تو بیـشتر چیزی نمانده این سایه را کاش از سر ما برنداری با من بمان در روز گار سرد یثرب هرچند غرق درد و رنج بیشماری رنگ خوشی از خانه ما رخت بسته چندیست با اندوه و ماتم همجواری شرمـندهای که کار خانه لـنگ مانده در دامنت گلهای سرخ و سبز داری روزی که لبخـندت بهـار خانهام شد بـاور نـمیکـردم مـرا تـنهـا گـذاری دیـوارهای شهر با من حـرف دارند هر گـوشهاش دارد بـرایم یـادگـاری از ندبـههـایت یک مـدیـنه نـاله دارد زخـمـی دسـت مــردم نـاسـازگـاری ریحانه بـاغ نـبـی سر منـزل عـشـق تو باعـث فـتـح الـفـتـوح ذوالـفـقاری طفلان به دور بسـترت گرم نوازش ای مـادر خـورشید ای باران جاری وقتی در آن دم گـفـتی از دفن شبانه آتش به جـانـم زد شـرار بیمـزاری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
نوحه واحد شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
تو نـوح شب طوفـانی تو روح دین و ایمانی مـجــروح راه قـرآنـی بــهــتــریـن یــاری در وقت طرفـداری خطبههای تو جاری یا حـضـرت زهــرا خـطبـههـات غـوغا دیـن حـق شده احـیا دشمنت شـده رسـوا یا حـضـرت زهــرا ای مـادر حـماسهها ای لشکـر شیر خدا یا زهرا ای حافـظ جان ولی ای کوثر عشق علی یا زهرا «یا زهرا یا فاطمه، یا زهرا یا فاطمه، یا زهرا» ***** بند دوم ***** محـبـوب دل طاهـایی خورشید شب غمهایی تـا آخـر یـار مـولایـی روح ایــــثــــــاری اســــوۀ وفــــاداری تـو مــادر احـراری یا حـضـرت زهــرا آبــــــرومــــنــــــده هر کسی که سربـندِ یا فـاطـمـه میبـنـده یا حـضـرت زهــرا ای مـادر مـقـاومت ای یــاور مـقـاومت یا زهرا مادر به فـدای توأیم محتاج دعـای توأیم یا زهرا «یا زهرا یا فاطمه، یا زهرا یا فاطمه، یا زهرا»
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
از این آتش زدن هرگز تن زهرا نمیسوزد که مادر جز برای غربت بابا نمیسوزد زدند آتش در این خانه را اما نفـهـمیـدند که با آتش زدن هرگز تن دریا نمیسوزد خود آتش هم از این غصه دارد شعله میگیرد که دارد بالهای زخمی پروانه میسوزد همین آتش ولی از چشم تو دستور میگیرد اگر امروز میسوزد اگر فردا نمیسوزد کسیکه سوخت از داغت در این دنیا بدون شک در آن دنیا نمیسوزد در آن دنیا نمیسوزد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
عـلی پـنـاه همه خـلق و تو پـنـاه عـلی میان کـوچه تویی یکتـنـه سـپـاه علی عـلی کـنار تو قـد راست میکـند یعنی وجود حـضرت تان بوده تکیه گاه علی حکایت تو و حیدر، حکایت عشق است علی برای تو خورشید شد، تو ماه علی همین یکی دو سه روزه نبوده قصۀ عشق به سمت فاطـمه بود از ازل نگاه علی اگرچه راه هدایت، صراط صدق علیست همیشه سمت تو بوده مسیر و راه علی میان شعـله و آتش به فکـر حـیدر بود نگـفـت: آهِ دل من، که گـفـت: آهِ عـلی علی کنار تو جان میدهد، نه در کوفه نجف که نیست، مدینه است بارگاه علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
دلی نبود که از این همه شـرر نگرفت و مدتیست کسی از علی خبر نگرفت چه روزها که به خانه نشست و شبها که دل عـلـی سرِ شب تا دم سحـر نگرفت شنـیـدهاند که در بسـتری، سراغ تو را میان این همه همسایه یک نفر نگرفت به غـیر کـوچـۀ پُـر غُـصـۀ بـنیهـاشـم برای سـاقـه بـریـدن کسی تـبر نگرفت از آن زمان که تو در کوچهها زمین خوردی خوشیِ خانۀ حـیدر دوباره سر نگرفت از آن کـبـودیِ چـشم مبارکـت پیداست تصادفی کف دستش به دور و بر نگرفت قــســم بـه اشــهــد انَّ عــلــی ولــیالله شبیه پهلـوی تو پهلـویی به در نگرفت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
خیبر شکن و خانه نشـستن هیهات در بـرزخ آفـتـاب بـسـتن، هـیهات ( لا اَسـئـلـکُـم عَـلَیه اَجـراً) یـعـنی سیلی زدن و سینه شکستن هیهات ************ پـائـیـزدلان بـه یـکـدگـر پـیـوسـتند دیـدند که در بـادۀ غـفـلت مـسـتـنـد تـا تــرجــمـه مــودة فـی الـقــربـی کامل بـشـود دست عـلی را بـستند ************ ای جان جهان لحظه پرواز شده است درهای بهشت جاودان باز شده است تا دفـتر زنـدگـانیات پـایـان یافـت غمهای بنی فاطمه آغاز شده است ************ در چشم علی، جهان شب است از امروز از غصه دلش لبالب است از امروز با حسرت و اندوه به خود میگوید: کدبانوی خانه زینب است از امروز ************ مـرهم به روی جـراحـتـم بگذارید حرمت به همین صراحـتم بگذارید من خـونجگـر از خـاطرۀ زهـرایم مـردم بــرویـد راحــتــم بـگـذاریـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
میزنم جار که غمخوار فقط فاطمه است تا ابـد مـاه شب تـار فقـط فاطمه است دشـمـن ما همه دنـیـا بـشـود یا نـشـود غـم نـداریم اگر یـار فقط فـاطمه است بـانـویی که نـظـرش عـلت آرامـش ما شده در لحظۀ دشوار فقط فاطمه است آن که وقـتی ز کـسی کار نیـاید اصلا وا نماید گره از کار فقـط فاطمه است آنکه بر مردم عالم، همهدم خیر رساند چه به خلوت چه به انظار فقط فاطمه است دسـت پـروردۀ زهـراسـت ابـاعـبـدالله تا ابد مـادر احـرار فـقط فـاطمه است محرم و مادر و عمخوار حسن نصرالله قـبـلۀ قـاسم سـردار فقط فـاطـمه است عشق حیدر نشود قسمت هر بیسر و پا عاشق حـیدر کـرار فـقـط فاطمه است همه دیدند که او یکتنه شد لشکر حق همه دیـدند عـلـمدار فقـط فـاطمه است
: امتیاز
|
![]() |
شعر بصیرتی و دشمن شناسی
گرچه آفات زمانه همه جا جلوهگراست فصل پایانی آفـات، طلـوع سحـر است جان به قربان کلامی که بزرگی فرمود «دشمن خانگی از خصم برونی بتر است» نشنود گر سخن رهبر خود را نه عجب گوش این طایفه از روز ازل سخت کر است هـمه حکـام عـرب بـنـدۀ ظـالـم شـدهاند مکتب و مذهب اسلام مبین در خطر است انگ آلـودگی از کـیـنه بر اسـلام زدنـد «ورنه از دامن گل مکتب ما پاکتر است» چالـش و سازش ما هر دو هزینه دارد این یکی کم ضرر و سازش ما پر ضرر است توشه بردارد از این خرمن بیداری و عشق هرکه تا کعبۀ مقصود به ما هم سفر است بنویـسید که این مـلت بـیـدار و غـیـور به چنین رهبر بیـدارگری مفـتخر است بـه امــیـد فــرج مــنــتــقــم آل رســول چشم بر راه، بشر منتظر منتـظر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
کیست این مادر که از پیغمبران هم برتر است گوشهای از وصف او، یاسین و نور و کوثر است مادر امثال ما، نه ! مادر پـیغـمبر است خوش به حال خانهای که بین آن، این گوهر است عرش، هرشب ربنایش را تماشا میکند گردش تسبیح او، صدها گره وا میکند چادرش کافیست تا قومی مسلمانش شوند اولـیـاءالله میخـواهـنـد دربـانـش شـوند هم گـدایـان آرزو دارند مهـمـانش شوند هم شهـیـدان آرزو دارند قـربانش شوند ما چه میدانیم! پیغمبر به او فرموده است: فاطمه! گریهکنانات را خدا بخشوده است گریهکنهای شما، عمری اسیر کوچهاند بیست شب با پای دل، بین مسیر کوچهاند این جوانان، چون حسن، یک عمر پیر کوچهاند فـاطـمـیه نه! تـمام سال، گـیر کـوچـهاند جُرم تو، حبّ علی بوده که بخشیده نشد دختر پیغمبری؛ چون تو؛ ستـمدیده نشد من نمیدانم چهها رفتهاست بر قلب امام روضهخوان میگفت مادر را غلامی زد؛ غلام!! جملهای میگویم و رد میشوم؛ حرفم تمام! شعله از سویی و از آن سوی دیگر ازدحام آنچنان کوبید بر "در" که دل حیدر شکست از همانجا حرمت اولاد پیغمبر شکست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
ملائک ذکر میگویند دائم همصدا با تو دعای نور میخوانند هر صبح و عشا با تو کسی فهمیده است «المؤمِنُ مِرآتُ مؤمِن» را که بشناسد هرآئینه تو را با من، مرا با تو چه خوشبختند، دستان تو را هر روز میبوسند تنور و سفره و دستاس هستند آشنا با تو بیا قسمت کنیم اصلاً ثواب خانهداری را ببین جارو کشیدن با من امشب، بچهها با تو بپرس از تکتک این قوم، ای بنت رسولالله بگو با من اگر دارند مشکل، پس چرا با تو؟ حلالم کن! حلالم کن! که ماندم بیتو در دنیا قـرار بعـدیام در قـتـلگـاهِ کـربـلا با تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
دستیکه باشد بیبرابر، دست زهراست دستیکه بوسیده پیمبر، دست زهراست مشکـلگـشـای کار عـالـم دسـت حـیـدر مشکلگشای کار حیدر، دست زهراست غم نیست هرچه دشمنان همدست گردند وقتی برای شیعه یاور، دست زهراست بـیـخـود به دنـبـال کـس دیگـر نگـردیـد راه نـجـات ما فـقـط در دست زهراست گـرچـه گــنــهکــارم ولــی امــیـــدوارم کار شفاعت روز محشر، دست زهراست دستی که بسته دست و پـای ظالـمان را دستی که بر ما داده باور، دست زهراست گاهی مـیان کـوچه و گاهی به محـراب دستی که محشر کرده محشر دست زهراست دستی که واکرده در آن غوغا طناب از دست ولی الله اکـبـر، دسـت زهـراسـت چل تن که دارد جای خود، گردد زمینگیر حتی چهل لشکر، علم گر دست زهراست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
ای جمع خوبیها و مصداق رشادتها پـیـداست در آئـیـنۀ چـشـمت نجـابتها در هر قیام تو شکوه بینـظیری هست پایت ورم کردهست از فـرط عبادتها سرچـشـمۀ فـیض الهی هـستی ای بانو با اذن تـو وا میشـود دار الـعـنـایـتها تفـسـیر ناب سورۀ انـسان تو هستی که میریزد از دامان پُر مهرت کرامتها هم پیرهن، هم نان شب میبخشی از لطفت دل میبری از سائلت با این سخاوتها یاد تو کـردن رونـقی دارد به دنـبالـش جانی دوبـاره میدهد نامت به هیئتها کوچه به کوچه روضهات در شهر ما برپاست با همت و ایـثـار چـمرانها و هـمتها میل اناری کن که من حاجت روا گردم چـشم امـید هر شب و روز رعـیتها! هر شب به انصار و مهاجر سر زدی بانو اما دریغ از یک اجـابت بعد دعـوتها یک بار صحن خانه و یک بار در کوچه با تو چه کرده، ای فرشته هتک حرمتها؟ انگـار نه انگار " قـد آذانی... " احـمـد دیـوار و در بود و تو بودی و اذیتها تنها نه چادر که پرت را هم لگد کردند در رفـت و آمدهای کوچه بیمروّتها درهم شکستی تا درِ خانه شکست آن روز بـا اتـحـاد بـینـظـیـرِ بـیبـصـیـرتهـا "أشکوا الیک یا رسول الله" میخوانی با اشکهایت، از اهانتها جـسارتها با خود مروری میکنی "الا المودة" را خـسته شدی دیگر از اظهـار محـبتها گل از گل گلها شکفت ای مادرم وقتی برخـاسـتی از بـسـتر خود بعـد مدّتها دستـاس یـاری میکـند نـانی مـهـیا کن آخر نـتـیجـه میدهد مـادر! ریاضتها با طعنه میسوزی و با همسایه میسازی کم نیست از درد لـگـد درد شکـایتها دیگـر به چـشم آشـنـایـان هـم نـمیآیـی مانند شمعی آب گـشـتی از جـراحتها حرف از یتیمی میزند همسایه با زینب دلشوره میگـیرد حسینت با عیادتها
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
اگرچه «تحتِ کسا» یک حدیث جای تو بود همیشه قـلب رسول خـدا کسای تو بود بهشت بودی و، گلهای سبز و سُرخت نیز بهـارِ عـاطـفـۀ بـاغ دسـتهـای تو بود طـنین نـالۀ مولا که ریخت در دلِ چاه جگر خراشترین بغض در صدای تو بود فدای آن همه زخمی که از نهایت درد همیشه دست علی بهترین عصای تو بود غـریب میروی ای یاس دامن یاسین! کدام خـاطـره جـز درد آشنای تو بود؟ تو در کنار عـلی بودی و، فقط او بود که تا مسافرت خاک، پا به پای تو بود فـقـط نـگـاهِ عـلـی بود در شب تـودیـع که سوگوارترین ابر در عزای تو بود تو ای قتیل مقدّس! قسم به جان رسول که نـقـش آیـنـۀ راز بـا خـدای تـو بـود تو را به جان جگرگوشهات قسم، دریاب! سرِ ارادت ما را، که در هوای تو بود نـشـست دیـدۀ احـساس من به درگاهی که فرشی از عطشِ بوسه زیر پای تو بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
هنگام استغـاثه، این ذکرِ اعـظمِ ماست "یا فاطمه دَخیلکْ" عنوانِ پرچمِ ماست دارالشفاست زهرا؛ عین دواست زهرا واضحتـرین دلـیـلِ تـأثـیرِ مرهمِ ماست در سینه چند وقتیست دیگر نفس ندارد انـبـوهِ دردهـایش، انـدوهِ هـر دمِ ماست افـتاده بینِ بـسـتر، حالِ خـوشی نـداریم هستیم بچهشیعه! مادر، غمش غمِ ماست از ضربههای بر "در" آخر به بستر افتاد دیـدیم داغِ سنـگـین! ایّـامِ مـاتـمِ مـاست در صحنهٔ قیامت، زهرا بگوید ایکاش این گریهکُن به نامِ ما خورده! آدمِ ماست مائـیم و گریهٔ شوق از آن همه کرامت محشر دچارِ حیرت از اشکِ نمنمِ ماست والله فـاطـمـیه، هم خـط قـرمـز ماست؛ هم تا قـیـام مـهـدی؛ خـطّ مـقـدّم ماست ما فکر آب و نانیم در فاطمیه هر سال مـادر ولی به فکـرِ رزقِ محـرّمِ ماست تـنـهـا نَه در مـحـرّم! بـلکـه تـمـامِ ایّـام داغِ حسینِ عطشان، داغِ دمادم ماست!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
دل مـا را بـبـر کـنارِ خـودت تا مـدیـنـه به آن دیـارِ خودت آسـمـانِ بـه ایـن بــزرگـی را کـردهای مرکـز مـدارِ خودت تو رسـیدی و معـجـزه کردی با هـمـان سبـزۀ بهـارِ خودت بانی خـلـقِ ما شـدی و شـدیم از همان ابـتـدا دچـارِ خودت جـمع ما را اضـافـه کن بانـو به غـلامـان بیشـمارِ خودت تو نـشـان دادهای صلابت را با کـلام پُـر از وقـارِ خـودت پـشت تو گرم بود از آن اوّل به لب تـیـغ ذوالفـقـارِ خودت جـلـوی چـشـم مـردِ نــابـیـنــا رو گرفتی به استـتـارِ خودت کاش میشد خودت بگویی از مـاجـراهای روزگـارِ خودت چشمِ خاک مدینه منتظر است که نشانش دهی مزارِ خودت هـمـۀ شـهـر بـود و تـنهـا تـو کم نکـردی از اقـتدارِ خودت عـمـر کـوتـاهِ تو چه زیبا شد صرف مظلومیِ نگارِ خودت از علی شرم میکنی از چه؟! تو که ماندی سر قرارِ خودت میل رفـتن مکـن که دنـیـا را میکـنی آه، سـوگـوارِ خودت روزگـارم سـیــاه شـد زهــرا مثل آن چـشمهای تارِ خودت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
گهواره نیست کودکیات را فلک؟ که هست فرمانبر تو نیست سما تا سمک؟ که هست وقتی به خواب میروی ای کـوثر کثیر لالایی خـدیجـه نـبـاشد، مـلک که هست آن روزۀ سه روزه نیازی به نان نداشت ای زخمی محبت عـالم! نمک که هست وقتی حـضـور گـریه تـو را آب میکـند اشک علی نشسته برای کمک که هست نقش کـبـود شـانـهات از ضربـههای در بر شانهٔ شبان سیه نیست حک؟ که هست مُردیم از فراق تو، دل با چه خوش کنیم؟ قبری که نیست از تو به جا؟ یا فدک که هست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
آن گل کزو فردوس رنگ و بو بگیرد سخـت است با رنگِ پـریده خو بگیرد با خـنده دشمن گـفـت کاری کردهام که زهـرا مـیـان خـانـهاش هـم رو بگـیرد آمد عیادت؟! نه! فقط میخواست نامرد این نیـمـهجـان را هم ازین بانـو بگیرد از من تـقـاص خـیـبر و بدر و اُحـد را میخواست با قـتل تو مو به مو بگیرد کوری چشم دشمن از چشمان کمسوت چـشم حـقـیـقـت تا قـیـامـت سـو بگـیرد میبـیـنـمت در کـربـلا وقـتـی حـسیـنـم از داغ اکـبـر دسـت بـر زانـو بـگـیـرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
حق و ناحق را به شکلی تازه در میآورند جای ایـمان و یـقـین، اما اگر میآورند بوی آتش میدود در کـوچهباغ نخلها کیستند اینان که بغضی شعلهور میآورند؟ این جهنمجایگاهان را چه کاری با بهشت؟ خیر مطلق را نمیفهمند، شر میآورند جبهۀ جنگ جمل اینجاست یا بیت بتول؟ با چه رویی کینهها را پشت در میآورند؟ صبر حیدر معجزهست اما ولینشناسها پشت اعجاز سکوتش حرف درمیآورند بعد پیغمبر مسلم بود زهرا رفـتنیست ناکـسان دارنـد اسـباب سـفـر میآورند کاروان کوچکی در نیمۀ شب بعد از این زیر نـور مـاه مـفـقـودالاثـر میآورنـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
کسی که راهِ نجاتِ خلایق است از آتش کسی ز آتـش دشمن نـدادهست نجـاتش زمین مجاورِ هجـده بـهـارِ خانۀ او بود زمان هنوز مقیم است در زمانِ حیاتش بـفـاطـمَهْ، و أبـیـهـا و بَـعـلَـها و بَنـیـهـا چه محترم جَلَواتی نشسته در صلواتش رکوعِ قامت او چیست جز قـیام فُرادا؟ قیامِ ماست نمازی در اقـتدا به صلاتش نوشت نامِ علی را به صفحه صفحۀ تاریخ دمی که میخ، قلم بود و خونِ سینه دواتش به ردّ پای علی لاله کاشت کوچه به کوچه که هر نماز بگـوئیم اِهدِنا به صِراطش سلاحِ خطبهاش از دستِ لشکری سپر انداخت برای حـیـدرِ تـنهـا سـپـاه شد کـلـمـاتش همانکه مثلِ خلافت ربود باغِ فدک را گرفت هرچه علی داشت را به جای زکاتش هنوز أشهـدُ أنَّ عـلیست بر لبِ زهـرا شهید، شاهدِ زندهست در حیات و مماتش شکست حرمتِ کوثر، مدینه چشمۀ خون شد رسید سیلی از این خون به کربلا و فراتش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( بستر شهادت)
هـزار بار شکـسـتـند رکـن مـولا را یکی نگـفـت چرا میزنـید زهـرا را همین که فاطمهاش بر روی زمین افتاد سیـاه دیـد عـلـی روی آسـمـانهـا را کسی که شیعه بود مادرش بود زهرا خدا گـواست که کُـشـتـند مادر ما را فراق فاطـمه بر کشتن علی بس بود روا نـبــود بـبـنـدنـد دسـت مــولا را هزار مرتبه نفرین بر آن ستمگـسـتر که کُـشت حـامی تـنـهـا امـام تنها را برای مـادر سـادات گـریـه مـنع شده که بهر گریه گرفتهاست راه صحرا را عـلی چگونه بـبـیـند بر آن رخ نیـلی شرار تابش خورشید و سوز گرما را کنار سایۀ نخـلی در آفـتاب گـریست شب از عناد بریـدنـد نخـل خـرما را رواست عالمیان جان دهند از این غصه که جای پنجۀ دیو است روی حورا را قـسم به سورۀ یـاسین و هـلاتی میثم که پیش چشم علی میزدند طاهـا را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
شکـوه پـوشیۀ فـاطـمهست پـردۀ ذات فـقـیر روشنی نـور چـادرش مشکات غـبار چـادر او تـوتـیـای چـشـم عـلی به خاک چادر او عرش میرسد؟! هیهات! مگر خداست که هر روز از ورای حجاب سه بار جلوه کند بر علی به وقت صلات گـلـیم خـانۀ او دم گـرفـته "یا قـدوس" ترنم لب دسـتاس اوست، تـسـبـیـحات گُلی که خون به بهشت لباس او میکاشت به اشک، آیۀ تـطـهـیـر را کـند اثـبات جهان به دست کسی رفته سوی بیراهه چرا که بسته یکی راه را به راه نجات قـبــالـۀ فــدکــش پـاره پـاره شـد امــا به شیعیان علی داده است برگ برات به بخت عـالم و آدم کسی لگـد میزد به چادری که به سر کرده کعبه با صلوات بــرای دیـدن او مــرگ هـم نـمـیآیـد میان بستر غـم، آب رفـته، آب حیات به اشک توصیه بر گریه میکند، کوثر برای کـشـتۀ لـب تـشـنـه کـنار فـرات خـدا کـنـد بـرود پـایبـوس او شـعـرم که خـاک چادر او را بیاورد سوغات
: امتیاز
|























